حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )

254

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )

اين شگفت‌آور و دور از انتظار نيست ، شخصى را كه صاحب اعظم تأييد كند خوشبخت و سعادتمند است . وى با سياست اصلاح طلبانه‌اش آب فرات را در سرزمين نجف جارى مىكرد و با انديشهء نيكويش توانست تمام ميوه‌ها و محصولات را با بهره‌گيرى از آب فرات در سرزمين نجف به وجود آورد و دوباره آن زمين را زنده كند . آب فرات از كوهها جارى شد ، چه كار نيك و پسنديده‌اى ! او پيشاپيش ، پاداش عملش را دريافت كرد ، و آوازهء آن فراگير شد ؛ فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها « 1 » . همت بلندش او را مخاطب قرار داد در جايى كه همهء مردم از انجام آن باز ماندند و بعيد مىدانست كه آب فرات را در اطراف نجف ببيند در حالى كه با شدت در جريان است چن دانست اين كار امكان‌پذير است آب بسيارى از فرات به داخل نجف جارى كرد و آن را امرى شگفت‌انگيز ديد سرانجام با اراده‌اى استوار و سخاوت بسيار شروع به كار كرد و هر امر سختى را آسان كرد وى در انجام آن مصمم شد تا كار پايان يافت و به آرزوى خويش دست يافت او كار جديدى و نوظهورى انجام داد كه نتيجه آن پاداش و قدردانى بسيار تا ابد است اين نجف دور افتاده را آب فرات فرا گرفت و درختان نخل و انگور را سيراب كرد و همچنين در كوفه كه مسجد جامعش آباد شده آب جارى كرد ، هدفش اين بود كه به پاداش اخروى آن دست يابد خداوند ، حكومت او را جاودانه كند كه نمىخواست هيچ جا ويرانه بماند خداوند در تأييد حكومت و گسترش دامنهء قدرتش آنچه را شمس الدين « 2 » مىخواهد ، به او عطا فرمايد شمس الدين و عطاملك دو همزادى هستند كه از يكديگر جدا نشوند و در خورشيدى كه هيچ گاه غروب نكنند دو ماهى هستند كه نقصان نيابند و دو ستاره‌اى كه هرگز افول نكنند اى فرزندان صاحب ديوان ! پيوسته دين اسلام به وجود شما براى مردم برقرار باد « 3 » . خداوند به سبب شما اسلام را

--> ( 1 ) - روم / 30 : به آثار رحمت الهى بنگر كه چگونه زمين را پس از مردنش زنده مىكند . ( 2 ) - منظور از شمس الدين ، خواجه محمد ، فرزند صاحب ديوان حكومت است . ( 3 ) - منظور او فرزندان صاحب ديوان ، شمس الدين مذكور و برادرش صاحب عطاملك فرزندان محمد جوينى است و اين دو برادر در دوران وزارتشان خدمات ارزنده‌اى انجام داده‌اند ، از كارهاى آنها مىتوان ساختن ضريح مسلم بن عقيل ( ع ) در سال 681 ه . ق را برشمرد چنان كه بر روى يكى از ديوارهايش نوشته شده است توليت آن نيز با محمد بن محمود رازى و ابو محاسن بن احمد تبريزى بود ولى امروزه از اين كتيبه اثرى بر جاى نيست .